زندگی در ایران نباید زیاد دشورا باشد. به شرطی که شما شرطی نشوید. باید این قوانین را قبول کنید. باید بدانید در کشور ما قانون بی قانونی است که حاکم است. نه به این معنی که قانون ندارد،نه. دارد. اما این قانون شرایطی دارد. این شراط هم بستگی به توانایی شما دارد. هر چقدر از بنیه مالی و پشتوانه پارتی برخور دار باشید می توانید با موفقیت بیشتری به زندگی خودتان ادامه بدهید. به همین خاطر هر کسی نمی تواند در کشور ما زندگی کند. به قولی باید پوستش در این کشاکش نبردهای پی در پی کلفت شده باشد. ارگان های نظامی که در کشور وجود دارند این مهم را به عهده دارند. آنها تمام تلاش را انجام می دهند تا کسی چیزی را خراب نکند. به همین خاطر هر کس بتواند یک گوشه از کشور را خراب می کند. این مقدمه بابات این بود که ما بفهمیم کشور را چیز دیگری دارد خراب می کند. کاری به ترامپ ندارد. کسان دیگری هستند که به خاطر خوش خدمتی به اربابان خود دست به این اقدامات می زنند. من نمی دانم چه موقع قرار است ما بفهمیم هیچ کس مثل خودمان نمی تواند کمک کند. این خود ما هستیم که باید با یک هدف مشخصی که داریم با سرعت پیش برویم. این پیشروی دیر با زود موجبات پیروز ما را فراهم می کند. من امیدوارم خوب بودن را همه ی ما بتوانیم تجربه کنیم. این تجربه موجب پبروز شدن ما می شود. به شرطی که مردم ما شرطی نشوند. آخرین نمونه شرطی شدن در مورد کارلوس کیروش بود. بنده خدا جوری رفت که فکرش را هم نمی کرد. باخت او از ژاپن اوج بد شانسی این تیم بود. شادی به قول دایی ماسکارانو دستی توی کار بوده است. اما هر چه هست بعد از جام جهانی مردم را برق گرفت. حق هم دارند. مگر یک کشور چقدر حوصله بد اخلاقی دارد. مگر یک کشور چقدر حوصله شکست دارد. اما ما مردمی هستیم که با شکستهامان هم می توانیم طنز بسازیم. با قیمت دلار بهترین جک ها را ساختیم. حالا این مقدار از بی خیالی از چه زمانی در زندگی ما کاشته شد من نمی دانم. این اولین سر مقاله من در این وبلاگ است. وبلاگی که بعید می دانم کسی خواننده آن باشد.این جا بیشتر بابت این می نویسم تا نوشتنم را تقویت کنم. این هم یک تلاش است. به درد هم می خورد. یک زمانی دوست داشتم هر روز یک صفحه بنویسم. اگر این کار را دامه داده بودم حالا خودم یک نویسنده موفق شده بودم. روش نوشتن با تلاش به دست می آید. تلاش برای فهمیدن و فهماندن. نوشتن را هم به همین خاطر دوست دارم. یک حس ناب شکلاتی به من می دهد. اصلن هم برایم حرف دیگران مهم نیست. من بهترین نویسنده هستم. آن قدر می نویسم که در نوشتن قوی شوم. باید داستان هم بنویسم. باید نقد بر آثار سینمایی و مکتوب هم بنویسم. با انواع نوشتن ها می توانم در نوشتن موفق شوم. به همین خاطر نگاه انسان به نوشتن تفاوت پیدا می کند.
برچسب:
نویسنده: نگار رضایی